سعید زرگری*: ديگر اباعي ندارم از گفتن آنچه ظن به خودستايي باشد، جايي که خود زني شايسته تر است.همه ي کشف به تهي بودنش از آنجا شروع شد که يکي در گوشم زمزمه کرد رها کن آنچه در مقابل توست، آن شب مقابلش نشسته بودم و به تکه سنگهايش مي نگريستم ... هميشه يک شک باقي مي ماند: گاهي مکاشفه اي است يا حسي به چيزي که آشناست...انگار ساخته شده ايم تا به نوايش گوش دهيم، ميان همه مان هم حسي مشترک است که سازنده موجودي مي شود با صفاتي يکسان. ما مي آفرينيمش و مي پرورانيم، شکل مي دهيم و رابطه مي سازيم تا بشود خدايمان...ذات اين رابطه مقدس است نه به خاطر الهي بودن، بلکه انساني بودنش، جستجو گر اين عرصه ماييم و به تماشاي آن چه مي نشينيم که مي سازيم.
ديگر خيالم آرام گرفت.
اين طريقت هم مانند شريعت هاي گذشته زائيده ذهن هزارتوي بني بشر است.آسوده ام اکنون که درخيالم معلقش نمي سازم، انچه هست آنقدر بي انتهاست که در آن معلقم...
*همکلام دردمندم و هم نسل آبدیده ام که چون من عطای خیلی ها را به لقایش سپرده است تهران این روزها را پر از عطر پر اصالت ۶۳ ای ها کرده است. بودش برای من تجسم حس همزمان خنده به سنت و اشک بر مدرنیته است. وقتی نیاوران رفتیم و فرمان مشروطه را در ایوان صاحبقرانیه بلند بلند خواندیم و وقتی کلام ملک الشعرای بهار در غم مشروطه را با صدای استاد شنیدیم و چشممان به اشک رفت بر من معلوم شد که این سفر سعید برایم امضا خواهد بود. خواستم بر این سفرش حاشیه ای بزند و بر این امضا متنی بیفزایرد.نپذیرفت! اما سطور بالا هدیه او به "به همین سادگی " است.
ساعت 23:0 حامد زارع | |
جواد محلوجی*: یک روز خدا به من لطف کرد و آن روز شیطان را آفرید تا در نبودنش همراه من باشد. ای شب ظلمانی طرحی از نور بر بودنت خدشه زده و قاه قاه می خندد و این بودنش مرا می آزارد که امید به نبودنت بسته ام. چگونه می توان تحمل کرد هجوم پروانه هایم را بر زخم تو که در هیبت لاشخوران درآمده اند و آنجا که سیترگی خفاشان موسیقی خفه شدن را چنان روح بخش می نوازند که امیدم به نبودنت در زیر سایه بالهای سوخته پروانه هایم به خاموشی می زند .
ای بودنت "آزمون سخت زنده به گوری"
*همکلاس فاضلم در دانشگاه مفید و هم اتاقم در قم المقدسه رشعات خامه اش را به رخ "به همین سادگی" کشیده است! این متن نظری خصوصی بر کامت واپسین من در جشن مرگ است. شدت فضل و شعف نهفته در متن رفیقم آنقدر فراوان بود که از او اجازه خواستم پیام محرمانه اش را پیش مخاطبانم بر ملا سازم. او هم پذیرفت. به همین سادگی!
ساعت 22:33 حامد زارع | |

